فردا روز دیگری ست که بر عمر تلف شده ام افزوده می شود
و من طوری در خیال خود گم شده ام
که گویی هرگز نبوده ام ....
حرفم : و سکوت تنها پاسخ من به بی رحمی های توست روزگار ....
حرف دل:
خیلی با حالم ولی هر چی میخوام یه کم فضای وبم عوض بشه و این مه سنگین غم با باد شادی بره نمیشه اخه نمیدونم این کجای روزگاره که یه جوون نمیتونه خوش باشه البته که اره اگر جواد خودشم به شادی نزنه که مثه خارجی ها افسردگی میگیره
اما ما عمرا ... خدامون رو داریم تو بدترین شرایط و از همه بهتر چه حالی داد کاشتن دوباره تولکی(زمین برنجکاری) اخی بابا یه بار خودش تنها کاشت ولی از اونجا که بابا هر سال با تک پسرش میکاشته خدا نزاشت محصول یه نفری باشه 88/4/2 و ...
روزگارم بد نیست پدری دارم بهتر از در گران و مادری که به بالاتر از طلاست و ابجی هایی چون الماس ...
از همه بالاتر اونی که توی یه پست هم نشده بی اون باشم و در همه جا اسا کریم خودمون معبود عاشقان خدای سبحان ...
... و چه ساده بود آن هنگام که می پنداشتم
ترکیدن بادکنک بچگی ام
ناگوارترین حادثه عالم است ...
+
يادگاري در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 0:0 از یکی که آرزوهای زیادی داشت ...
|